تبلیغات
...یاس ایران... - سگ و کودک
تو عروسی نشسته بودم یه بچه 3 ، 4 ساله اومد یک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز، چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد!! می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت آقا این بچس سگ نیست! طرف بابای بچه بود!!



تاریخ : 12 بهمن 91 | 12:29 قبل از ظهر | نویسنده : Amin Kh | ردپا بگذارید
.: Weblog Themes By BlackSkin :.